دلم خیلی گرفته بود.حسودیم شده بود ب بهاری که تن به دستان خدا سپرد و سالی که رخت پلوخوری اش را پوشیده و نشسته تا سال تحویل شود.
و من همچنان خموش وفسرده در خویشتن خویش کزکرده ام.ایمانم کو؟
حس میکردمش.اتفاقی دردرونم افتاده بود و به خیالم در پی آن دلم به سوگ نشسته.غمین بودم وبیحوصله...
ولی "مگرمیشود زندگی مرا بینظم افریده باشد خالق دانه های انار" ؟؟
رسیدم به این :

این رویدادها ( هم زمانی ) اغلب در کسانی که در حال دگرگونی شدید عاطفی هستند روی می دهد ، یعنی در کسانی که درگیر تغییر دادن بنیادی اعتقاداتشان اند و یا به روشن بینی نوین و ناگهانی رسیده اند و یا مرگ و زایشی جدید را تجربه کرده اند و یا حتی شغل و حرفه ی خود را عوض کرده اند .

جهان هولوگرافیک | مایکل تالبوت

به اینده مذاکرات دلم خوش بینم.
 *عنوان از قیصرامین پور

برچسب‌ها: دلنوشته ها
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۱ فروردین۱۳۹۴ساعت 12 توسط مریم |

نشانه

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۳ساعت 10 توسط مریم |

مطالب قدیمی‌تر